دکترشریعتی:لحظه ها را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از آنکه خوشبختی همان لحظه هایی بود که گذشت.
خوشبختی ما در سه جمله است … تجربه از دیروز , استفاده از امروز , امید به فردا … ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه میکنیم حسرت دیروز , اتلاف امروز , ترس از فردا … دکتر علی شریعتی
آدم یک “بودن” است
و انسان یک “شدن” . . .
(دکتر شریعتی)
.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست.
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کـــس نداشتم . کــسم خدا بود ، کــس بی کسان.
.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.
.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است.
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.
مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا …!
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
بمب خنده-- طراح قالب :